شما اینجا هستید: صفحه اصلیبازرسی فنیدوره بازرسی خطوط لوله انتقالبررسي اصول ارزيابي مستقيم خوردگي خارجي خطوط لوله(2)

بررسي اصول ارزيابي مستقيم خوردگي خارجي خطوط لوله(2)

قسمت 2:  تعاريف

Active:  (1) جهت منفي پتانسيل الكترود. (2) حالتي از فلز كه در آن فلز خورده شده اما اثر مشخصي از محصول خوردگي نيست.

Alternative curront- voltage gradiait (acvg)روشي جهت انادزه گيري تغييرات جريان نشتي در خاك اطراف يك خط لوله جهت تعيين نقايص پوشش و مشخص كردن فعاليت خوردگي.

Anodeالكترودي از پيل الكترود شيميايي كه در آن اكسيداسيون رخ مي دهد. الكترون ها در مداري خارجي از آندو دور مي شوند. خوردگي معمولاً رخ مي دهد و يون هاي فلزي در آند وارد محلول مي شوند.

Anomaly: انحراف از شرايط اسمي (نرمال) در ديواره لوله، پوشش آن، يا شرايط الكترومغناطيسي اطراف آن.

B316:  روشي جهت محاسبه ظرفيت فشاري يك لوله خورده شده.

Cathode:  الكترودي از پيل الكتروشيميايي كه در آن كاهش (احياء) واكنش اصلي است. الكترون ها در مدار خارجي سمت كاتد حركت مي كنند.

Cathodic-disbondment:  از بين رفتن چسبندگي بين يك پوشش و سطح پوشش درا، بعلت محصولات حاصل از يك واكنش كاتدي.

Cathodix-profection (cp):  تكنيكي جهت كاهش خوردگي سطح فلز به اينصورت كه سطح آن فلز را تبديل به كاتد پيل الكتروشيميايي مي كند.

Classi fication: فرآيند تخمين احتمال رخداد فعاليت خوردگي در بازرسي غير مستقيم.

Close-interval survey (cis)روشي جهت اندازه گيري پتانسيله بين لوله و خاك در دوره هاي زماني منظم.

Corrosion:  از بهم گسيختگي يك ماده، مخصوصاً فلز، كه حاصل واكنش آن با محيطش است.

Corrosion-activity:  حالتي كه در آن خوردگي با نرخي كافي جهت كاهش ظرفيت فشاري يك لوله، فعال و مداوم است.

Corrosion-attenuation survey: روشي جهت اندازه گيري شرايط كلي پوشش يك خط لوله، بر پايه بكارگيري تئوري انشار ميدان الكترومغناطيسي، داده هاي حاصله شامل عمق، مقاومت و رسانايي پوشش، مكان آنومالي ها، و نوع آنومالي است.

Defect:  يك آنومالي در ديواره لوله كه ظرفيت فشاري لوله را كاهش مي دهد.

Direc-current voltage-gradient (dcvo):  روشي جهت اندازه گيري تغييرات در گراديان ولتاژ الكتريكي خاك اطراف يك خط لوله تا بتوان نقايص پوشش و فعاليت هاي خوردگي را تعيين كرد.

Direct- examination:  بازرسي ها و اندازه گيري هاي صورت گرفته روي سطح لوله در حفاري ها، كه قسمتي از ecda است.

Disbanded- coating:  هرگونه كاهش چسبندگي بين پوشش محافظ و سطح لوله، بعلت شكست مواد چسبنده، حمله شيميايي، آسيب مكانيكي، تمركز هيدروژن ها و غيره .....

Ecda:  به ارزيابي مستقيم خوردگي خارجي (ecda) رجوع كنيد.

Ecda region:  قسمت يا قسمت هايي از يك خط لوله كه داراي خصوصيات فيزيكي و تاريخچه عملكرد يكساني بوده و در آن ها از ابزارهاي بازرسي غير مستقيم يكساني استفاده مي شود.

Electrolyte:  يك تركيب شيميايي شامل يون هايي كه در ميدان الكتريكي مهاجرت مي كنند. در مورد اين استاندارد، الكتروليت اشاره به خاك يا مايع مجاور و در تماس با خط لوله مدفون است، كه جلوي رطوبت و ديگر اجزاي شيميايي هستند.

Electromagnetic-inspection-technique:  تكنيك هستي از بالاي سطح زمين كه جهت شناسايي محل نقايص پوشش خطوط لوله مدفون بكار مي رود، كه در آن تغييرات ميدان مغناطيسي ناشي از حضور نقايص اندازه گيري مي شود.

External corrosion-direct assessment (ecda):  يك فرآيند چهار مرحله ايي كه شامل پيش ارزيابي، بازرسي غير مستقيم، آزمايش مستقيم و پس ارزيابي بوده و از طريق آن مي توان تهديد خوردگي خارجي بر سلامت خط لوله را ارزيابي كرد.

Faalt:  يك آنومالي در پوشش، شامل نواحي و نواقص بدون پيوند.

Ferrous material:  فلزي كه عمدتاً شامل آهن است. در اين استاندارد، مواد آهني شامل فولاد، چدن و آهن كار شده است.

Holiday :  يك ناپيوستگي (سوراخ) در پوشش محافظ كه سبب مي شود سطح بدون پوشش در معرض محيط قرار گيرد.

Hydastatic- testing:  تست قسمت هاي مختلف لوله به اينصورت كه آنها را از آب پر كرده و تا زماني كه تنش هاي محيطي اسمي به يك مقدار مشخصي برسند، تحت فشار قرار مي گيرند.

Immediate –indication:  شاخصي كه نيازمند تعمير در طرف زماني نسبتاً كوتاه است.

Indication:  هرگونه انحراف از نرم ها، كه توسط ابزار بازرسي غير مستقيم تعيين مي شود.

Inderext-inspectionتجهيزات و روش هاي بكار رفته جهت ارزيابي خاك اطراف و بالاي سطح زمين يك خط لوله براي تعيين و شناسايي فعاليت خوردگي، نقايص پوشش، و يا ديگر آنومالي ها است.

In-line-inspectionبازرسي يك خط لوله از داخل آن توسط يك ابزار بازرسي در خط (ILI). ابزارهاي بكار رفته در ILI رامعمولاً شوشه ها يا شوشه هاي كوچك مي نامند.

Instant (off)-potential پتانسيل نيم پيل پلاريزه شده يك الكترودي كه بلافاصله پس از توقف جريان حفاظت كاتدي گرفته شده است، كه تقريباً با پتانسيل بدون افقت IR در حاتلي كه جريان برقرار است، معادل است.

Ir dtop :  ولتاژ گذرنده از يك مقاومت، بدطبق قانون اهم.

Maximum allow&610-operating pressure (MAOP):  حداكثر فشار داخلي مجاز، در خلاي كاركرد يك خط لوله.

Mechanical damage:  هر نوع آنومالي در لوله از قبيل دندانه ها، مغازه ها، كاهش فلز ناشي از يك نيروي خارجي.

Micro biologically – in fluenced corrosion (MIC):  خودرگي مقطعي ناشي از حضور و فعاليت ميكروارگانيسم ها، مانندا باكتري ها و قارچ ها.

Monitored- indication:  شاخصي كه نسبت به شاخص برنامه ريزيه شده، كمتر قابل توجه است و نيازي نيست كه پيش از ارزيابي هاي مجدد برنامه ريزي شده روي يك قطعه از لوله نيازمند تعمير نيست.

Nace edca:  فرآيند ارزيابي مستقيم خوردگي خارجي، كه در اين استاندارد مطلع شده است.

Pipe-to-electoly-potential:  به قسمت پتانسيل ساختار- به- الكتروليت رجوع شود.

Pipe-to-soil-potential:  به قسمت پتانسيل ساختار- به- الكتروليت رجوع شود.

Polarization:  تغيير از حالت پتانسيل مدار باز، ناشي از عبور جريان از فصل مشترك الكترود / الكتروليت.

Prioritization:  فرآيند تخمين ضرورت كاربرد آزمايش مستقيم در هر شاخص بازرسي غير مستقيم، بر پايه فعاليت فعلي خوردگي بعلاوه گستره و شدت خوردگي قبلي.

Region:  به ecdaregion رجوع شود.

Remediation:  همانطور كه در اين استاندارد بكار رفته، اين عمل اشاره دارد به عمليات هاي حفرگي انجام شده جهت كاهش نواقص در سيستم حفاظت خوردگي.

Rstreng:  يك برنامه كامپيوتري طراحي شده جهت محاسبه ظرفيت فشاري لوله خورد ه شده.

Scheduled-indication:  شاخصي كه نسبت به شاخص سريع، كمتر قابل توجه است، اما بايد پيش از ارزيابي مجدد برنامه ريزي شده، صورت گيرد.

Segment:  قسمتي از خط لوله جهت ارزيابي توسط ecda يك قطعه در بردارنده دو ناحيه ecda  است.

Shielding:  (1) محافظت:  كاور محافظ در برابر آسيب مكانيكي (2) جلوگيري از جريان حفاظت كاتدي از مسير طبيعي اش.

Sand engineering- practice:  استدلال از طريق آگاهي و تجربه كه از لحاظ منطقي معتبر بوده و برهان هاي فني آن صادق است بنحوي كه در بكارگيري يك علم، قضاوتي عادلانه دارد.

Stray cument:  جريان درون مسيرهاي غير از مدار مورد نظر.

Structure-to-electrolyte- potentional:  اختلاف پتانسيل بين سطح ساتار فلزي مدفون و الكتروليت، كه با توجه به الكترود مرجع مماس با الكتروليت تعيين مي شود.

Vol tage:  يك نيروي الكتروموتيو يا اختلاف در پتانسيل الكترودها، معمولاً برحسب ولت است.

 

[ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 12:36 ] [ Hamid Dorestan ]
logo-samandehi